|
من " ندار " بودم عروسک قصه ام پرید!
" دارا " که باشی...
" سارا " با پای خودش به سراغت می آید...


یــک لبخنـــدم را بسته بندی کرده ام
برای روزی که اتفاقی تـــو را می بینم …
آنقدر تمـــــــــیز میخندم
که به خوشبختــــی ام حســــادت کنـــی …
و من در جیب هـــایــــم
دست های خالـــی ام را فریب دهـــم
که امن ترین جای دنیـــا را انتخاب کرده انــد


نه سه نقطه ایم ، که یعنی ادامه داریم نه یک نقطه ایم، که یعنی تمام شدیم دو نقطه ایم!! مانده بین زمین و هوا


تکلیفم روشن شد
خاموش میشوم
شیرینم ....
فرهاد وار اینبار باید به جای کوه
دل بکنم!


تویی که مرا در حال سقوط می بینی ،
آیا تا به حال اندیشیده ای که شاید تو وارونه ایستاده ای ؟

بــازی قشنگی بــود امــا مــا قشنگ بــازی نکردیــم قبـــول کن کــه هر دو باختیــم ؛ من ؛ کــه خودم را بــه تـــو فروختــم و تـــو ؛ کــه مرا به هیچ ..


چه فرقی می کند
عاشق تو باشم
یا عاشق رنگین کمان
وقتی هر دو هفت خطید؟!

   
برآنچه گذشت، آنچه شکست،
آنچه نشد ، حسرت نخور !
زندگی اگر آسان بود
با گریه آغاز نمیشد . . .


سرسری رد شو
و
زندگی کن
"دقت "
"د ق ت " می دهد...


گذشت آنوقت هایی که مردم همدیگر را دور میزدند ،حالا از روی هم رد می شوند.
نعره ی هیچ شیری خانه های چوبی را خراب نمی کند ، من از سکوت موریانه می ترسم

سیلاملیکم ... این پست پیشکش به همه دوستای گل و بامعرفتم و بخصوص قطعه آخر رو تقدیم میکنم به آجی شیرین و دوست داشتنیم فرزانه مهربونم و همینطور رفیق همیشگی تک تک لحظه هام افسانه نازم ... برای همتون دنیا دنیا شادی و سعادت رو آرزو دارم ... دوستتون دارم شدیداً ...
تا اطلاع ثانوی از پست جدید خبری نیست پس تا یه سلام دیگه به خدای مهربون می سپارمتون
نویسنده ها « سیگار» می کشند
شاعر ها « هجران»
نقاش ها « تابلو»
زندانی ها « تنهایی»
دزدها « سرکــ» مریضها « درد»
بچه ها « قد»
و من برای کشیدن
« نفسهای تو» را انتخاب می کنم
من برای نفس کشیدن
« هوای تو » را انتخاب می کنم

|